.

.

به پايگاه كلاس ششمي ها خوش آمديد
ایمیل مدیر : h1377@yahoo.com

» بهمن 1393
» خرداد 1393
» اردیبهشت 1393
» فروردین 1393
» اسفند 1392
» بهمن 1392
» دی 1392
» آذر 1392
» آبان 1392
» مهر 1392
» شهریور 1392
» مرداد 1392
» تیر 1392
» خرداد 1392
» اردیبهشت 1392
» فروردین 1392
» اسفند 1391
» بهمن 1391
» دی 1391
» آذر 1391
» آبان 1391
» مهر 1391



RSS
خان هشتم: اثر اميرحسين نعمتي رضواني
نویسنده clas6 تاریخ ارسال شنبه 13 آبان 1391 در ساعت 11:49

خان هشتم رستم

 

 داستان را در قسمت ادامه مطلب بخوانيد

 

 


به نام خدای مهربان

 رستم باگرگ دم اسبی به جنگ میرود دراین خان رستم با گرگ درگیر میشود. 

گرگ اول به رخش حمله میبرد ورستم با تیر کمان گرگ رابایک تیربه قتل میرساند.رخش با خوش حالی این چنین میگوید ایهی ایهی ایهی رستم خداراشکر می کند   که  ر خش عزیزش زنده مانده است. 

سبس کمی رخش سواری   چند  دیو لاغر به رستم می گویند اسب سفیدخوشکلی داری  چون خوشکل است مال ما.

 

رستم گفت:  نگاه کن برو بگوبزرگترت بیاد . 

دیو رستم را بر  زمین كوبید رستم بلند  شد گفت :مورو موکوبونی  به زمین موکوبونی رستم با گفتن کلميه ایه به دیو حمله برد واو را شکست داد .

 بعداز کمی رخش سواری  رستم باماری كه به بزرگی    یک فیل نر بود

 به جنگ رفت  ماررخش رانیش زد ورخش به خواب هميشگی رفت رستم بعد 

کشتن مار به گریه میافتد  یکی از رهگذران به رستم گفت تو با این سن 20یا 21 .23.24       خجالت  نميکشی     خاک تو هموسرت  بعد به دیو

 سپیدرسید وبه  جنگ رفتند     ورستم دیو را   شکست داد.

 

نویسنده...: امیر حسین  نعمتي رضواني


 

 

 

 

.:: ارسال نظر(1) ::.
عناوین آخرین مطالب بلاگ من



.:: Design By :


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید